تبليغاتX
میوه ی ممنوعه
عكس العمل ملت!!
عكس العمل اطرافيام نسبت به حجاب من خيلي جالب بود برام :


- كچل كردي؟!؟!؟!

-حجم موهات كه كم شده!معلومه از زير روسري!!(بچه ها قوه تخيلشون خيلي قويه بزنم به چوب!!)
- تو چرا حالا محجبه شدي امروز؟!
- مگه مي خواي بري پيش كثيريها؟!
- لواساني داشتي؟!

-تبريك مي گم(چه حرف خوب و آروم كننده اي بود وسط اون همه سوال كه نمي دونستم به كدومشون جواب بدم!!)

- مشكوك مي زني!!

- از دور گفتم اين دختره چقدر شبيه طلايه ست!ولي گفتم طلايه عمرا اين تريپي نمياد دانشگاه!!(اين يكي ديگه آخرش بود!خوب چرا؟!مگه من چمه؟!مگه اين تريپ چشه؟!)

- از دور فكر كردم موهاتو رنگ كردي!!!

- آقاتون گفته؟!(آقام كجا بود آخه من؟!آقاي فعليم هم  كه بابام باشه فقط خنديدن بهم!!)

وقتي هم مي گم كه كلا متحول شدم و حجاب و اينا، بعد از كلي خنديدن مي گن :نه حالا جدي!چرا هدبند زدي؟!

- جلب توجه؟!
- خواب ديدي؟!

اينا عكس العمل دخترا بود!

حالا برادران!!!!

خيليا كه از قيافه شون معلوم بود كه نشناختن!

اونايي كه رودربايستي نداشتن بعد از يه مرحله گرخش كه نشناختيمت و اينا، وارد بازه ي ۱۰تا ۱۵ دقيقه اي خنده شدن!

- خدا تو رو دوباره به ما داد!خوشحال شدم!

- چه بلايي سر خودت آوردي؟!چي كار كردي با خودت؟!من بايد باهات صحبت كنم!!همه چي كه ظاهر نيست!!

- حالا يعني از فردا مي خواي با مقنعه بياي دانشگاه؟!؟!!!(اين بچه هنوز فرق روسري و مقنعه و حجاب رو نمي دونه!!!)

- مباركه!!به بعضياي ديگه هم ياد بده از اين كارا!

- سردرد داري؟!

-به اسلام گرويدي!؟!

- خواب ديدي؟!

- اون زير روسري سرت كردي كه تا از دانشگاه رفتي بيرون مقنعه تو در بياري و با روسري باشي؟!؟!(اين يكي واقعا آخرش بود!!!)

اونايي كه در حد سلام عليك بودن هم ۲ دسته بودن:دسته ي اول قيافه شون متعجب بود و دسته ي دوم معلوم بود دارن منفجر مي شن از خنده!!!

 

 

+ نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 20:56 توسط طلايه |