بعضی آهنگ ها هستن که گوش دادنش آدمو خسته می کنه!چون گوش دادن و فهمیدنش انرژی می خواد...!مثل موسیقی کلاسیک!که واقعا باید با تمرکز گوش کرد و ازش لذت برد!البته وقتی فهمیدیش بهت انرژی مضاعف می ده!!
بعضی آهنگ ها هستن که گوش دادنش قلب آدمو فشرده می کنه...!چون پر از خاطره ان!!حالا هر خاطره ای!!مثل آهنگایی که ماراتن 83 گوش می دادم یا آهنگایی که باهاشون تست می زدم یا... خیلی برام لذت بخشه گوش دادن به این آهنگا در حالی که تو فضای خیس چشمام لحظه لحظه ی خاطراتم رو نگاه می کنم...!!
بعضی آهنگا هستن که گوش دادنش آدمو له می کنه...نابود می کنه..!من بهش می گم نوای شوریدگی!چون با گوش دادنشون واقعا منقلب می شم!مست می شم...!مثل کاست مستان،وحدت فرهاد...و آهنگ آخر مدار صفر درجه...!!!!
دوست دارم این آهنگارو شبای بارونی گوش کنم...وای خدا!بارون می خوام...!
می خوام برم!برم یه جای دور!یه جا که دست کسی بهم نرسه!جایی که هیچ کس نبینتم!جایی که کسی برام مهم نباشه!جایی که برای کسی مهم نباشم...
کم آوردم!در مقابل انتظارات معقول اطرافیام کم آوردم!در مقابل لبخندها و محبت هاشون حتی!
خسته شدم!از بودن!از این بودن بی حضور!از این روزمرگی که برای رهایی ازش هیچ تلاشی نمی کنم!خسته شدم از این سکون!از امروزی که با دیروز فرقی نداره و فردایی که امیدی بهش ندارم...
خسته شدم!از خودم!از تعریف هام...ارزش هام...تعاریف و ارزش هایی که این روزا کنار این آدما اصلا جواب نمی ده!!خسته شدم!حتی از منطقی بودن و از روی قاعده رفتار کردن!!از رفتار در چارچوب روابط اجتماعی...!!
خسته شدم!از حریم خصوصی!از این که مراقب خودم باشم!از این که مراقب باشم تا به حریم کسی تجاوز نکنم!خسته شدم از این چارچوب های مسخره!
خسته شدم!حتی از رویا های کودکانه!از دلتنگی برای روزایی که یه دختربچه ی شاد و سرزنده بودم!!
خسته شدم از این دلتنگی شبانه روزی و بغض 24 ساعته!!